Home سلامی و کلامی زاهدان کین جلوه در محراب و منبر می‌کنند…

زاهدان کین جلوه در محراب و منبر می‌کنند…

زاهدان کین جلوه در محراب و منبر می‌کنند…
98
0

«آن موقع من دوازده سالم بود. آن آقای قاری بین‌المللی با پدرم تماس گرفتند گفتند می‌خواهیم فرزند شما را بفرستیم با آقای طوسی به کشور ترکیه به جهت تلاوت قرآن. پدرم گفتند من تا حالا بچه ها را تنها جایی نفرستادم اجازه بدهید اگر امکانش هست من هم با او بروم. بعد گفتند نه. الان ما بلیت تهیه کردیم دیگر میسر نیست. گفتند آخر من ایشان را نمی‌شناسم. ایشان قابل تایید هستند؟ گفتند بله. من منعی نمی‌بینم. خلاصه پدر من اعتماد کرد به ایشان و اینها ما را یک شب فرستادند رفتیم با ایشان شهر سیواس ترکیه. برای تلاوت قرآن. وقتی رفتیم آنجا مشاهده کردم ایشان یک سری حرکات غیرعادی دارند. می‌گویند اجازه بدهید من برای شما یک مایو بردارم شما فرصتی پیش آمد با هم استخری برویم و آبی بزنیم. در راه در فرودگاه امام خمینی شروع کردند حرف‌های زشت و مستهجن گفتن. کلا از اول سفر تا آخر کارشان همین بود. یا فیلم‌های سکسی به من نشان می دادند که البته من آن موقع از این مسایل سر در نمی‌آوردم. حرفهای تهییج کننده و تحریک‌آمیز بیان می‌کردند. اصلا من ماندم که برای چه اینها را بیان می‌کردند. به قدری هم زشت است که اصلا بازگو کردنش شایسته نیست.»

این اظهارات جوانی است که در ۱۲ سالگی مورد تعرض جنسی قرار گرفته. تنها نبوده و کودک آزار چندین و چند بار سراغ چندین و چند همسن و سال او رفته است. اما این‌بار کودک آزار از نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی است! قاری مورد علاقه بیت رهبری که در بارگاهش برایش قرآن و روضه می‌خواند. گرچه موارد تجاوز چندین و چند سال ادامه داشته و کودکان مورد تعرض سالها از خوف بدنامی و مجازات سکوت اختیار کرده بودند اما از ۵ سال پیش کم کم، موارد شکایت از محمد گندم‌نژاد طوسی مشهور به سعید طوسی بیشتر و بیشتر می‌شود. آش آنقدر شور شده که قوه قضاییه رژیم هم جرات رسیدگی به این پرونده را ندارد. حفظ حیثت بیت، آبروی عالی‌ترین مقام رژیم اسلامی و یکی از نزدیک‌ترین و محبوب‌ترین شخصیت‌های او باعث می‌شود که آزار و اذیت جنسی چندین کودک ماست‌مالی شود تا مبادا بیت رهبر جمهوری اسلامی آزارده خاطر نشود.

این در حالیست که سیدعلی حسینی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی یا آنطور که خود بر خود نام گذاشته «ولی امر مسلمین جهان»، درباره خصوصی‌ترین جزییات روابط انسانی هم اظهار نظر می‌کند. مدینه فاضله مد نظر او هزاران نفر را به زندان انداخته: بیرون افتادن تار مویی از روسری یک زن به « بر باد رفتن اسلام» تعبیر می‌شود و مردان باید همانی باشند که او در نظر می‌پرواند. بارها و بارها، هر آنجا که پایش افتاده، در نکوهش حقوق همجنسگرایان سخن‌ها به زبان رانده و حقوق بشر را به تمسخر گرفته است. در چنین شرایطی، رسوایی این است: روضه خوان بیت ولایت، با پسر بچه‌ها رابطه جنسی داشته! آنها را به اسم قرآن شکار می‌کرده، الکل می‌نوشانده و هر آنچه از دستش می آمده، با آنها می کرده. عمق این کودک آزاری را در کلام یکی از کودکان مورد تعرض باید خواند و یافت با ذکر این نکته که جوان مورد تعرض، در گفتگو به رادیو فردا گفته که حتی با برملا شدن این جنایت، هنوز از بیانش خوف دارد و حس می کند که «امنیت جانی ندارد»:

  • من شوکه شده بودم. حقیقتا شوکه شده بودم. اصلا مغزم قفل کرده بود. هیچ کاری نمی‌توانستم انجام بدهم. بعد ایشان در را بستند و آمدند داخل و یک سری پیشنهادات وقیحانه می‌دادند. من سر باز می‌زدم. ایشان که دیدند این طوری است شروع کردن اعضای بدن من را… حالا شاید گفتنش درست نباشد… به خوردن آن اعضای بدن و آلت تناسلی‌شان را می‌مالیدند به باسن من. بعد منی از ایشان خارج شد و بعد جریان را ول کردند و رفتیم شب به جهت تلاوت قرآن. آنجا هم شب دوباره برگشتند و ول کن نبودند. لخت شدند خوابیدند روی تخت و گفتند شما بیا به من دخول کن. من می‌گفتم نه من نمی‌توانم این کار را انجام دهم. ایشان مرا وادار می‌کردند این کار باید صورت بگیرد. توی فرودگاه هم که رفته بودیم مجله سکس بود و مرا می‌بردند آنجا و دوباره مرا تحریک می‌کردند. ناگفته نماند آنجا یک تغذیه هم برای من گرفتند. گفتم سنم برای این چیزها قد نمی‌داد. خیلی از مسایل را نمی‌دانستم. ایشان یک نوشابه برای من خریدند اول متوجه نشدم و بعد دیدم این نوشابه الکل داشت. یعنی درصدی الکل داشت و مرا از حالت طبیعی خارج کرده بود. من مست شده بودم تقریبا.»

با آغاز پیگیری این کودک آزاری در سال ۱۳۹۰، آب از آب تکان نمی‌خورد! از ترس واکنش شدید علی خامنه ای و حمایت همه جانبه اش از سعید طوسی (که حتی یک بار تهدید کرد که اگر جریان تجاوزهایش علنی شود او با خود صد نفر دیگر را هم به پایین خواهد کشید) و صرفا برای بستن دهان شاکیان، سعید طوسی توبه‌نامه ای مختصر می‌نویسد که:

«من دیگر قول می‌دهم اشتباهاتم را تحت عنوان ارتباطات ناسالم با قاریان ممتاز نوجوان تکرار نکنم و خداوند از سر تقصیرات ما درگذرد.»

و جریان مسکوت می ماند تا سالها بعد، تا دو هفته پیش که کل این ماجرای تلخ توسط تلویزیون صدای آمریکا علنی می‌شود.

بیایید فرض کنیم چنین اتفاقی در یکی از کشورهای غربی، از همان کشورهایی که سید علی خامنه‌ای، از آنها قعر جهنم ساخته و در نکوهشش چپ و راست سخن می‌راند، افتاده بود. چه می‌شد؟ قانونی وجود داشت که برایش قاری مقام عظمی ولایت یا قاتل فراری فرقی نمی‌کند! تمایز همه جانبه‌ای میان مفهوم «همجنسگرایی» و «کودک آزاری» قایل شده! همانقدر که حق دو فرد عاقل و بالغ را برای رابطه با یکدیگر محفوظ می داند، از کودکان در برابر تعرض حمایت می‌کند! در این کشورهای به قول علی خامنه‌ای «جهنمی»، آموزش جنسی کودکان، برای شناخت خودشان از یک‌سو و حفاظتشان از سوی دیگر از سنین پایین آغاز می‌شود! به آنها آموزش داده می‌شود که چگونه در برابر بیماران متجاوزی همچون سعید طوسی واکنش نشان دهند، چگونه بلافاصله خانواده خود و مقامات انتظامی را خبر کنند. این کودکان می‌آموزند که در عین احترام به همه گرایش‌ها، جنس‌ها و جنسیت‌ها، چگونه حرمت خود را نگه دارند و در تله سو استفاده گران نیافتند.

در ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی اما، همه چیز وارونه است! کودکان زندگی جنسی را در کوچه و خیابان می‌آموزند و در برابر تعرض بزرگسالان، مصون نیستند. تجربه همه ما و مشاهداتمان هم بهترین گواه است که در چنین شرایطی، زندگی برای کودکان دگرباش چقدر سخت است.

آری! می دانم خشمگینیم! همه ما ناراحتیم. از سعید طوسی به خاطر تجاوزهایش و از کل نظام به خاطر چند رویی‌ها و جا نماز آب کشیدن‌ها و فساد زیر پوستیش! اما باید فکر چاره کرد؟ چاره تنها و تنها یک چیز است: بالا بردن سطح آگاهی و آموزش کودکان برای مصون ماندنشان! جامعه دگرباشان ایران در این میان وظیفه ویژه‌ای دارد! می‌تواند سکان‌دار آموزش حقوق کودکان و حفظ حرمتشان دست کم در حلقه دوستان و آشنایان خودش باشد! باید در نخستین قدم، با والدین جوان کودکان صحبت کرد و مطمین شد تا آنها آموزش‌های لازم را به کودکانشان می‌دهند تا در صورت مشاهده هرگونه تعرضی، بی‌پرده مورد را به خانواده خود گزارش کنند تا شاید دست کم قدری از این دست فجایع کم شود.

ما دگرباشان ایرانی، با قربانیان سعید طوسی ابراز همدردی می‌کنیم و امیدواریم به یمن شکسته شدن سکوت آنها، این پرده ظلم بر افتد که ما را به این «زاهدان» اعتمادی نیست.

آرشام پارسی

(98)

Facebook Comments

LEAVE YOUR COMMENT

Your email address will not be published. Required fields are marked *