Home دیگر موضوعات گنجه سلولوید: ظهور و نمایش شخصیت های همجنس گرایانه در هالیوود

گنجه سلولوید: ظهور و نمایش شخصیت های همجنس گرایانه در هالیوود

گنجه سلولوید: ظهور و نمایش شخصیت های همجنس گرایانه در هالیوود
43
0

بخش سوم

گنجه سلولوید فیلم مستندی  نوشته و کارگردانی راب اپشتاین  و جفری فرید من محصول سال ۱۹۹۵است که خود بر اساس کتابی به همین نام  نوشته ویتو روسواست که در سال ۱۹۸۱منتشر شد. فیلم نحوه ظهور و نمایش شخصیت های همجنس گرا در هالیوود و سیر تحول آنها را در فیلم ها نشان می دهد. تحولی که با پیشرفتهای اجتماعی هر روز جنبه های متفاوتی از شخصیت های همجنس گرا را بیان می کند. البته فیلم و کتاب امروزه نیاز به بروز نمایی دارد و می توان بحثهای متفاوتی را به آن افزود . امروزه با شخصیت های به مراتب واقعی تر  و فیلمهایی متنوع تری روبرو هستیم. فیلمهایی که نه تنها در جامعه باعث بروز شرم و احساسات منفی نمی شوند بلکه تحسین مردم و منتقدین را بر می انگیزند. نوشته فوق  برداشتی از فیلم مستند است وسعی شده جنبه های مختلف مطرح شده در فیلم در این برداشت انعکاس پیدا کند.

رضا احمدزاده

بالاخره اتفاق افتاد. در سال ۱۹۷۱ هالیوود فیلمی ساخت که در آن مردان همجنس گرا درست زندگی واقعی خودشان را داشتند « پسران گروه موسیقی». در این فیلم در چرخشی امیدوار کننده همه شخصیت های همجنس گرا زنده می ماندند. فیلم مردان همجنس گرایی را نشان داد که همدلی و همراهی شگفت انگیزی داشتند. آنها حس تعلق داشتن به یک گروه یا خانواده یعنی همان چیزی که بسیاری از همجنس گرایان تجربه نکرده بودند را به خوبی به تصویر کشیدند. اما اولین فیلمی که به خوبی و به طرز مثبتی شخصیت همجنس گرایی را نشان داد فیلم «کاباره» محصول سال ۱۹۷۲بود. در این فیلم  شخصیت همجنس گرا شخصیتی مهم  بود که در فیلم  بسیار طبیعی و مثبت  به نظر می آمد.

همه چیز پس از آن سریعتر از آنکه فکرش را بکنید تغییر کرد. در فیلم «ایستگاه بعدی گرینویچ ویلیج» محصول سال ۱۹۷۵ شخصیت همجنس گرای سیاه پوستی وجود داشت. انگار به دلیلی نامعلوم نمایش شخصیت سیاه پوست همجنس گرا از سفید پوست ها راحت تر بود.

اما این نمایش گسترده همجنس گرایان نقاط منفی خود را نیز داشت. خطر انتقام جویی. در فیلم «ناپدید شدن» محصول ۱۹۷۱ تماشاگران از دیدن تصویر همجنس گرایانی که از ماشین به بیرون پرت می شدند و کتک می خوردند به هیجان می آمدند. در فیلم «فریبی و بین» محصول ۱۹۷۵یک قاتل زنانه پوش وجود دارد که درنهایت با شلیک چندین گلوله توسط قهرمان فیلم کشته می شود و تماشاچیان همه با دیدن این صحنه با هیجان کف می زدند.

وقتی هالیوود بالاخره تصمیم گرفت صحنه های جنسی همجنس گرایان را در فیلمها نشان دهد، این مساله با فیلم تریلر غریبی آغاز شد. فیلمی که داستانش در بارهای لباس چرمی ها میگذشت: «پرسه زنی» محصول سال ۱۹۸۰ فیلمی در باره قاتلی همجنس گرا  که خود باعث بوجود آمدن حوادث تلخی شد به گونه ای که همجنس گرایان برای جلوگیری از نمایش آن تظاهرات به راه انداختند.

درسال ۱۹۸۲ فیلم «عشق ورزی» آنقدر جسارت داشت که روابط جنسی همجنس گرایانه را به عنوان اقدامی عاشقانه و نه گناه آلود و یا جرم نشان دهد. هرچند که سازندگان فیلم مجبور شدند در ابتدای آن توضیحات زیر را درج نمایند:

«ما اعتقاد داریم که «عشق ورزی» با روایت تصویری زنی که در می یابد همسرش بحران هویت جنسی را تجربه می کند مرزهای جدید را در نوردیده است. عشق ورزی با گشاده رویی و به خواست خود موضوعی ظریف را به تصویر می کشد. این موضوع مطرح کردن بی پروایی جنسی نیست. اما می دانیم که ممکن است برای برخی افراد سنگین باشد. عشق ورزی فیلم جسورانه ولی در عین حال مهر آمیزی است. صادقانه بگوییم که از تولید آن خوشحالیم و جسارت آن را ارج می نهیم و تشویق می کنیم.»

سال ۱۹۸۲بود و تا آن زمان شخصیت های همجنس گرا هیچوقت قهرمان اصلی فیلم نبودند. تولید این فیلم کار بزرگی بود. انتخاب بازیگران بسیار مشکل بود و مشاورین هر دو بازیگر مرد فیلم به آنها گفته بودند که هرگز در این فیلم بازی نکنند وگرنه موقعیت حرفه ای خود را به خطر می اندازند.

نمایش فیلم که داستان مرد متاهلی را می گفت که عاشق مرد دیگری می شد تماشاچیان را آزار می داد و وادار به اظهار عکس العمل های منفی می کرد. یکی از بینندگان به یاد می آورد که هنگام انجام اولین بوسه در فیلم بین دو مرد  در سالن سینما  هنگامه ای به پا شد و مردم با تنفر از سالن بیرون می دویدند.

فیلم از آن جهت که منتقدان را به دو دسته جنسیتی مجزا کرد حائز اهمیت است. منتقدان همجنس گرا آن را ستودند و بیشتر منتقدان دگر جنس گرا آن را اثری خسته کننده دانستند.

کونتین کریسپ (بازیگر سینما): اکثریت مخاطبین سینما از همجنس گرایی متنفرند چرا که نمیتوانند این مساله را که همجنس گرایان به هنگام روابط جنسی چه می کنند را هضم نمایند و وقتی به آن فکر می کنند احساس می کنند که خودشان هم ممکن است این کار را بکنند و ظاهرا اصلا از این کار خوششان نمی آید…

زمانی بود که محبت مردانه  آزادانه روی پرده سینما به نمایش گذاشته می شد مثل فیلم «بالها» محصول سال ۱۹۲۷ اما همین که دنیا از مساله همجنس گرایی آگاهی بیشتری بدست آورد محبت مرد به مرد جنبه ای مجرمانه به خود گرفت بوسه نوعی تجاوز یا اتهامی بسیار ناپسند حساب شد و در بسیاری از فیلمها چون «سرهنگ» محصول سال ۱۹۶۸قهرمان فیلم  برای نشان دادن تنفر و خوار کردن طرف مقابل او را به زور می بوسیدند.

نگاه مردم به دومردی که رابطه جنسی برقرار می کنند بسیار متفاوت است تا دو زن که اینکار را انجام میدهند. ظاهرا برهنگی زنان و دوستی های دختران بسیار راحت تر و پذیرفته تر و کمتر تهدید کننده و حتی لذت بخش است. مردان دگر جنس گرا رابطه جنسی دو مرد را واقعا آزاردهنده می یابند چرا که گویی  رابطه عاشقانه میان دومرد را برابر با ضعیف شدن مردانگی می بینند و در نمی یابند این مساله چه نظریه بی اساسی است. گویی مرد بودن تنها به چیزی که با آن رابطه جنسی برقرار میکنید ارتباط دارد و مردان می بایست از احساس بری باشند و تنها قدرت و خشونت و تصاحب را نشان دهند.

زنان گویی در این حوزه زیاد جدی گرفته نشده اند و اکثریت مردان رابطه میان آنها را  چیزی از روی کنجکاوی و یا جریانی زودگذر و نه چندان جدی در نظر می گیرند که احتمالا با ظهور یک مرد مناسب به سرعت پایان می پذیرد. از این جهت با دیدن روابط آنان زیاد احساس ناراحتی نمی کنند.

در فیلم «فیلادلفیا» محصول ۱۹۹۳شخصیت همجنس گرا اصلا آزار دهنده نیست و حتی بسیار آرام و دوست داشتنی به نظر می رسد. «فیلادلفیا» فیلم خوبی بود و ایده همجنس گرای دارای بیماری ایدز به هیچ وجه آزاردهنده به نظر نمیرسید. اما  فیلم حرف جدیدی برای  مخاطب عام نداشت. کلیشه قهرمان همجنس گرایی که زندگی تراژیکی داشت و از بیماری ایدز می مرد در اینجا تکرار شده. بود.

هاروی فایرشتاین (نویسنده و بازیگر): هر آنچه در مدرسه خواندیم در باره دگر جنس گراها بود. هر فیلمی دیدیم در باره آنها بود. من مجبور بودم به جای دیدن داستان های زندگی خودم تمامی این داستان ها ی دگر جنس گراها را در زندگی خودم وفق دهم و به نفع خود ترجمه کنم. برای همین است که وقتی به من میگویند داستان هایت جهانی است جواب میدهم اصلا اینطور نیست و خیلی هم همجنس گرایانه است. ایندفعه دیگر نوبت شما است که آنها را بردارید و به نفع خود برداشت کنید اما این به آن دلیل نیست که آنها جهانی هستند. آنها دقیقا همجنس گرایانه هستند.

سکوت طولانی دیگر درحال به پایان رسیدن بود. صداهای جدیدی به گوش می رسید. صداهایی رسا و جسورانه. آنها قصه هایی ناگفته را روایت می کردند. داستان هایی در باره مردمی که همواره وجود داشته اند. دوره ای بود که سانسور شدید داستان های واقعی زندگی همجنس گرایان را پنهان می کرد. همجنس گرایان زن و مرد زندگی هایی را از سر گذرانده بودند که بسیاری از آنها پتانسیل داستان های هیجان انگیز را داشتند. آنها شجاعانه زندگی کرده و عشق را تجربه کرده بودند. داستانهایی که ارزش به تصویر کشیده شدن را داشتند.

در هالیوود هنوز هم افرادی که فکر می کنند هرگونه اشاره و نمایش متعلق به همجنس گرایان تابوی آن را میشکند و آن را قانونی می کند و از این موضوع در هراسند؛ وجود دارد و به راستی فیلمها همین کار را انجام داده اند. آنها به تدریج نشان میدهند که همجنس گرایان افرادی معمولی و دارای زندگی های مشابه و داستان های مشابهی هستند. فیلمهایی که با نشان دادن تنوع انسان ها و خواسته های آنها ما را می خندانند، به گریه می اندازند و تصویری واقعی از این دنیا نشان می دهند. دنیایی با رنگ های متفاوت و فراوان…

 

(43)

Facebook Comments

LEAVE YOUR COMMENT

Your email address will not be published. Required fields are marked *