Home به من بگو مجسمه‌ی آزادی نیویورک و انتخابات امریکا

مجسمه‌ی آزادی نیویورک و انتخابات امریکا

مجسمه‌ی آزادی نیویورک و انتخابات امریکا
18
0

انتخابات ریاست جمهوری امریکا همیشه یکی از پر سر و صداترین انتخابات در جهان بوده است و میلیون‌ها غیر امریکایی این انتخابات را دنبال می‌کنند و برایشان مهم است. اما انتخابات ۲۰۱۶ علاوه بر تمام دلایل سنتی و سیاسی یک اهمیت اجتماعی و حقوقی نیز دارد. این انتخابات یک آزمون سنجش برابری و حقوق مساوی نیز است.

یکی از مهمترین سوالاتی که به ذهن هر کسی خطور می‌کند این است که آیا هنوز امریکا آماده ی داشتن یک رئیس جمهور زن است؟ البته این سوال بیشتر در ذهن روشن فکران و دگراندیشان به این شکل خطور می کند در حالی که همین سوال به طرز دیگری توسط مخالفان او مطرح می شود که آیا هیلاری کلینتون آمادگی ریاست جمهوری امریکا را دارد یا نه؟

واضح و روشن است که آزمونی برای آمادگی ریاست جمهوری یک نفر وجود ندارد و تا شخص برای این مقام انتخاب نشود و کارنامه‌ی کاری او را ندید نمی‌توان قضاوت درستی کرد. بیشتر این گمانه زنی‌ها بر اساس سابقه‌ی کاری شخص در گذشته‌ی اوست. از نقطه نظر سیاسی و توان مدیریت کشور که صرف نظر کنیم می‌توان به سوال مهمی که در بالا مطرح شد پاسخ های متفاوتی داد و یا سوالات دقیق‌تری مطرح کرد:

آیا جامعه‌ی امریکا هیلاری کلینتون را بیشتر به عنوان یک سیاستمدار توانمند نگاه می‌کند یا به عنوان یک زن؟

آیا جامعه‌ی امریکا هیلاری کلینتون را بیشتر به عنوان یک زن نگاه می کند یا زنی که مدافع حقوق دگرباشان هم هست؟

آیا جامعه ی امریکا هیلاری کلینتون را به عنوان یک زن توانمند و مدافع حقوق اقلیت‌ها نگاه می کند یا زنی که با بقیه‌ی زن ها متفاوت و نوگراست؟

هیلاری کلینتون در دو دوره بانونی اول امریکا بوده است٬ وزیر امور خارجه بوده و در گفتمان های سیاسی بین المللی کارنامه ی درخشانی دارد. او زنی است که به خوبی می تواند بحران ها را هدایت کند و سربلند از آن بیرون بیاید. همه قضیه‌ی ارتباط جنسی همسر او بیل کلینتون در زمان ریاست جمهوری‌اش و رسواییٔای که به وجود آمد را به یاد داریم و دیدیم که چطور توانست از میان تمام آن فشارهای اجتماعی و رسانه ای موفق بیرون بیاید و خیلی بیشتر از گذشته بدرخشد. هیلاری کلینتون در انتخابات درون حزبی سال ۲۰۰۸ با باراک اوباما رقابت کرد و موفقیت چشمگیری داشت اما در آن زمان جامعه ی امریکا بیشتر مایل بود حتی به خاطر یک پز سیاسی رئیس جمهوری سیاه‌پوست داشته باشد و در حال حاضر جامعه ی امریکا حداقل در انتخاب یک پز سیاسی دیگر قرار گرفته است و آن داشتن یک رئیس جمهور زن است. در نگاه جامعه‌ی غیر امریکایی به خصوص در میان کشورهای جهان سوم و یا در حال توسعه٬ و با توجه به سیستم تبلیغاتی وسیعی که وجود دارد٬ امریکا مهد آزادی‌ها و دموکراسی است اما واقعیت با تصوری که در بین مردم جهان ایجاد شده است تفاوت چشمگیری دارد.

بر اساس برخی از تحقیقات امریکا در رده ی ده کشور نژادپرست در دنیا جای گرفته است و این کشورها به ترتیب عبارتند از: هندوستان٬ پاکستان٬ روسیه٬ اسرائیل٬ آلمان٬ ژاپن٬ رواندا٬ استرالیا٬ انگلستان٬ امریکا٬ عربستان سعودی و آفریقای جنوبی. هنوز بعد از بیش از سی سال تلاش برای برابری حقوقی بین سفیدپوست‌ها و سیاه‌پوستان امریکایی ما شاهد تبعیض های گسترده علیه رنگین پوستان در امریکا هستیم. آنها بیشتر از بقیه مورد جستجوی بدنی پلیس قرار می‌گیرند٬ به قتل می‌رسند و یا مجازات می‌شوند و با نگاهی سطحی به اخبار می‌توان مدارک زیادی برای اثبات این مورد یافت.

از نظر برابری جنسیتی بر طبق گزارش روزنامه‌ی امریکای امروز در نوامبر ۲۰۱۵ امریکا مقام بیست و هشتم را در بین ۱۴۵ کشور کسب کرد که نسبت به سال ۲۰۱۴ هشت رده پایین تر رفته بود. این تحقیق بر اساس برابری زنان و مردان در کسب شغل و مقام های دولتی بود. ایسلند در هفت سال گذشته در رده‌ی اول قرار گرفته است و بعد از آن نروژ٬ فنلاند٬ سوئد و ایرلند در مقام های دوم تا پنجم قرار گرفته و رواندا و فیلیپین در مقام ششم و هفتم. در این لیست ایران در مقام ۱۴۱ و یمن در جایگاه ۱۴۵ قرار گرفته است. بنابراین داشتن یک رئیس جمهور زن در دنیای سیاسی برای امریکا حائض اهمیت خاصی است. در حالی که در سال ۱۹۶۰ سیریلامو بندرانایکه در سیلون که بعدها به سریلانکا تغییر نام یافت به عنوان اولین نخست وزیر زن در دنیا انتخاب شد و در سال ۱۹۷۴ ایزابل پرون در آرژانتین اولین رئیس جمهور زن شد.

از نظر برابری حقوق دگرباشان که معمولا پذیرش ازدواج بین دو همجنس را معیاری برای این سنجش در نظر می گیرند نیز امریکا در جایگاه بالایی قرار ندارد. در سال ۲۰۰۱ هلند اولین کشوری بود که ازدواج بین دو همجنس را به رسمیت شناخت و بعد از آن بلژیک (۲۰۰۳)٬ کانادا و اسپانیا (۲۰۰۵)٬ آفریقای جنوبی (۲۰۰۶)٬ نروژ و سوئد (۲۰۰۹)٬ آیسلند٬ پرتغال و آرژانتین (۲۰۱۰)٬ دانمارک (۲۰۱۲)٬ اروگوئه٬ نیوزلند٬ فرانسه٬ برزیل و انگلستان (۲۰۱۳)٬ اسکاتلند و لوگزامبورک (۲۰۱۴)٬  فنلاند٬ ایرلند٬ گرینلند و امریکا (۲۰۱۵) و کلمبیا (۲۰۱۶) به ترتیب کشورهایی بودند که ازدواج بین دو همجنس را به رسمیت شناختند.

در سال ۱۸۸۶ مجسمه یا تندیس آزادی که نام رسمی آن آزادی روشنگر جهان است به مناسبت صدمین سال استقلال امریکا از انگلستان از طرف فرانسه به امریکا هدیه داده شد. مجسمه ی آزادی به شکل شخصیت لیبرتاس٬ زنی است ایستاده در حال گام برداشتن، که دور سرش را هفت اشعه نورانی فرا گرفته‌ است. او با دست چپ خود یک لوح سنگی را نگه داشته و با دست راست خود مشعلی فروزان را بالای سر خود نگه داشته‌ است. باید دید که آیا بعد از ۱۳۰ سال از عمر تندیس آزادی آیا هیلاری کلینتون می تواند بالاخره به این مجسمه معنایی زنده بخشد و زنی شود که مشعل هدایت کشور را در دست گرفته و رو به جلو حرکت کند؟

آرشام پارسی – مدیر مسئول

 

(18)

Facebook Comments

LEAVE YOUR COMMENT

Your email address will not be published. Required fields are marked *