Home ادب و هنر گنجه سلولوید: ظهور و نمایش شخصیت های همجنس گرایانه در هالیوود

گنجه سلولوید: ظهور و نمایش شخصیت های همجنس گرایانه در هالیوود

گنجه سلولوید: ظهور و نمایش شخصیت های همجنس گرایانه در هالیوود
46
0

بخش دوم

گنجه سلولوید فیلم مستندی  نوشته و کارگردانی راب اپشتاین  و جفری فرید من محصول سال ۱۹۹۵است که خود بر اساس کتابی به همین نام  نوشته ویتو روسواست که در سال ۱۹۸۱منتشر شد. فیلم نحوه ظهور و نمایش شخصیت های همجنس گرا در هالیوود و سیر تحول آنها را در فیلما نشان می دهد. تحولی که با پیشرفتهای اجتماعی هر روز جنبه های متفاوتی از شخصیت های همجنس گرا را بیان می کند. البته فیلم و کتاب امروزه نیاز به بروز نمایی دارد و می توان بحثهای متفاوتی را به آن افزود . امروزه با شخصیت های به مراتب واقعی تر  و فیلمهایی متنوع تری روبرو هستیم. فیلمهایی که نه تنها در جامعه باعث بروز شرم و احساسات منفی نمی شوند بلکه تحسین مردم و منتقدین را بر می انگیزند. نوشته فوق  برداشتی از فیلم مستند است وسعی شده جنبه های مختلف مطرح شده در فیلم در این برداشت انعکاس پیدا کند.

رضا احمدزاده

ریچارد دایر (محقق تاریخ سینما): در بيشتر فيلم ها خيلي از اشاره ها به همجنس گرايي غير مستقيم انجام می شوند و جالب این است که این دقیقا همان چیزی است که در زندگی یک همجنس گرا رخ می دهد. ما قادر نیستیم احساسات خود را علنا نشان دهیم. درست مثل همان بازیگرانی که خود را روی پرده به شکل غیر مستقیم نشان میدهند. انگار شخصیت ها ی واقعی در گنجه نهان شده و مخفی هستند، فیلمها در گنجه نهان شده اند و اصلا خود مخاطبین که ما هستیم نیز درگنجه نهان و مخفی شده ایم.

پاول ردنیک (فیلمنامه نویس): حتي در دهه ۵۰ فيلمهاي بودند که با وجود اشارات جانبي  به همجنس گرايي از زیر تیغ سانسور بدر رفتند. انگار اصلا نمی شد همجنس گرایان را از فیلمها حذف کرد. درست مثل این بود که آنها را از زندگی واقعی حذف کنید که اصلا امکان پذیر نبود. آنها همیشه در پنهانی ترین جاهای ممکن خود را نشان میدادند. در دهه پنجاه یا شصت همواره درفیلمهای کمدی شخصیت هایی وجود داشتند که مشخص بود همجنس گراهستند. وقتي موضوع جدي شد و مساله سکس مطرح شد. قلمها ی قرمز بیرون آمدند و ماشین سانسور به کار افتاد.

تونی کرتیس (بازیگر سینما): در فیلم «اسپارتاکوس» من نقش آنتونینوس را بازی می کنم. اولین بار که او را میبینیم در صف خدمتکاران است و بعنوان خدمتکار شخصی رئیس انتخاب می شود. صحنه بعدی آنها را می بینیم که درحال شست و شو و حمام کردن هستند. کمی حرف می زنیم و سپس اربابم به من می گوید: حلزون دوست داری؟ می گویم بله. او می پرسد صدف هم دوست داری؟ می گویم نه! اربابم از من میپرسد آیا به نظر من خوردن صدف غیراخلاقی و حلزون اخلاقی است؟ من هم میگویم خیر. این مساله ای کاملا سلیقه ای است. او می گوید خوب من هم صدف دوست دارم و هم حلزون. در این نمای طولانی او دارد بطور غیر مستقیم به من میگوید که خواستهایی از من دارد که ممکن است هنوز آمادگی آنها را نداشته باشم و آنها این صحنه کامل را حذف کردند. به کلی حذفش کردند!

گور ویدال (فیلمنامه نویس): امکان نداشت در فیلم «گربه روی شیروانی داغ» شخصیت ریک که در نمایشنامه اصلی  نوشته «تنسی ویلیامز» همجنس گرا بود نسبت به رفیقش اسکیپر تمایلات جنسی و همجنس گرایانه داشته باشد. این موضوعی بود که در فیلم تغییر پیدا کرد و پوشیده ماند. البته هرکس عقلش می رسید میتوانست این موضوع را دریابد. این مساله  در فیلم «ناگهان تابستان گذشته» که آن نیز بر اساس نمایشنامه ای از تنسی ویلیامز بود کمی پررنگ تر دیده شد. در آن فیلم شخصیت همجنس گرای فیلم توسط مردم محلی یک روستای کنار دریای ایتالیایی تکه تکه و ظاهرا خورده می شد. من پنج باری با آن رییس لژیون عفاف  دیدار کردم و هربار تنها حرفمان این بود که این را بگویید و این را نگویید. در حقیقت تنها وقتی با طرح کلی فیلم که دارای شخصیتی همجنس گرا بود موافقت شد که تعهد دادیم مساله همجنس گرایی بسیار پوشیده و کمرنگ مطرح شود و همچنین فیلم می بایست تصویر وحشتناک چنین سبک زندگی را نشان دهد. با اینحال به هنگام فیلمبرداری این موارد را نادیده گرفتیم و از چیزهایی صحبت کردیم که لژیون عفاف هرگز اجازه نمیداد آنها را به زبان بیاوریم. کار کردن در آن زمان مثل کار کردن در روسیه بود. باید یاد میگرفتی در لفافه بنویسی و پنهانی فیلمبرداری کنی. به هر حال فیلم شخصیت همجنس گرایی داشت که اصلا دیده نشد و نامرئی بود. و در واقع به سبب زندگی متفاوتش جان باخته بود.

وقتی فیلم به نمایش در آمد بازلی کراتر نقدی بر آن نوشت: اگر شما زنا با محارم، تجاوز، سکس شنيع، آدمخواري و بي اخلاقي را دوست دارید پس این فیلم بیمارگونه همان چیزی است که دنبالش هستید.

اینطور شد که همه به دیدن آن فیلم رفتند و درواقع تبلیغ به نفع فیلم عمل کرد.

کم کم سینمای بریتانیا نیز شروع به ساخت فیلمهایی با موضوع همجنس گرایی نمودند در سال ۱۹۶۱ستاره بزرگی بنام درک بوگارد بعنوان اولین قهرمان همجنس گرا در فیلم «قربانی» ظاهر شد و این فیلم اولین فیلم بریتانیایی بود که کلمه همجنس گرا در آن شنیده شد. در فیلم صحنه ای است که او کاملا رک و پوست کنده از تمایلش برای سکس با مرد دیگری صحبت می کند و این برای ستاره ای با موقعیت درک بوگارد واقعا کارخارق العاده ای بود.

در آن زمان دیگر در هالیوود هم قوانین سانسور رنگ باخته بودند و فیلمسازان که دیگر از محدودیتها به تنگ آمده بودند تصمیم گرفتند آخرین تابو را نیز بشکنند و بالاخره در فیلمها از همجنس گرایی صحبت شد. اما بعنوان چیزی که وقتی آدمهای مثبت فیلم میخواهند از آن صحبت کنند به صحبتهای درگوشی متوسل می شوند. در فیلم «ساعت کودکان» وقتی دخترکی میخواهد از تمایلات همجنس گرایانه دو معلم مدرسه صحبت کند آن را به صورت درگوشی به مادرش منتقل می کند و ما چیزی نمی شنویم.

از سوی دیگر فیلمها در لفافه این موضوع را به همجنس گرایان منتقل می کردند که بهتر است در تاریکی باقی بمانند. تصاویرهمجنس گرایان ناشاد و خوویرانگر به نمایش در آمدند و فکر تبدیل شدن به یکی از آنها بسیاری از همجنس گرایان را می ترساند و از خشم و بیزاری پر می کرد. غم و نفرت و بیزاری از خود بزرگنمایی و پیشفرض هایی مثل اینکه همجنس گرایان نمیتوانند عشق را دریابند و زندگی شادی داشته باشند  نیز برجسته میشد.گویی اگر مجازات بی وفایی زن یا مرد، خیانت طرد شدن و از خانه رانده شدن بود مجازات همجنس گرایی چیزی جز خودکشی و مرگ نمی بود. در آن دوره تمام شخصیت هایی که جنسیت سوال برانگیزی داشتند در انتها با سرنوشت دردناکی روبرو می شدند.

 

(46)

Facebook Comments

LEAVE YOUR COMMENT

Your email address will not be published. Required fields are marked *