Home ادب و هنر تاریخچه مختصری از شخصیت های همجنس گرا در ادبیات داستانی

تاریخچه مختصری از شخصیت های همجنس گرا در ادبیات داستانی

تاریخچه مختصری از شخصیت های همجنس گرا در ادبیات داستانی
148
0

نوشته خُرد حاضر تنها از آن جهت اهمیت دارد که می توان در آن نامهای جالبی را دید. کتابهایی که برخی از آنها برای ما نا آشنا و برخی آشنا هستند . کتابهایی که متاسفانه بسیاری از آنها به فارسی ترجمه نشده یا چنان از تیغ سانسور گذشته اند که چیزی از داستان اصلی باقی نمانده است و یا اسیر مترجمینی شده اند که به سودای نام و نان شب چنان ترجمه سردرگم کننده ای از آنها ارائه داده اند که خواننده با خواندن کتاب از خود می پرسد اصلا چرا این اثر بی معنا معروف شده است؟ کاری که در مورد کتاب «ساعتها» اثر ریچارد کانینگهام اتفاق افتاد. این راهنمای کوتاه می تواند تنها می تواند فتح بابی باشد برای آشنایی خوانندگان با ادبیات همجنس گرایان. ( مترجم)

با صحبتهایی که این روزها در باره برابری در ازدواج گفته میشود شاید بهتر باشد که یاد آوری کنیم که بیش از چهل سال از نوشتن رمان پیشرو «جنگل سرخ میوه» گذشته است. البته کتاب ریتا می براون اولین رمان دارای شخصیت های همجنس گرای زن و مرد نبود. اما در آن زمان بسیار نامعمول بود که در کتابی قهرمان اصلی همجنس گرا حتی وقتی با بزرگترین مشکلات روبرو می شد درمورد همجنس گرا بودنش احساس گناه نکند بنابر این خلق «مالی بالت» باهوش و گاهی فوق العاده توسط براون به باز شدن راه  برای دیگر شخصیت های علنی همجنس گرای زن و مرد در دهه های بعدی بسیار کمک کرد. هرچند این شخصیت های بعدی معمولا کلیشه ای و اغلب نه شخصیتهای اصلی داستان بلکه بازیگرانی فرعی بودند.

اما در کل نویسنده های همجنس گرا و دگرجنس گرا بعد از سال ۱۹۷۳ در کارهایشان از شخصیت های بیشتر همجنس گرا استفاده کردند و با اینکه کمتر از گذشته مورد اصابت ترکش های مخالفان قرار می گرفتند با حساسیت هایی خاص آنها را به تصویر کشیدند. اما این روزها بسیار خوشحال میشویم وقتی می بینیم  چگونه جی کی رولینگ نویسنده کتاب های «هری پاتر» اعلام می کند که شخصیت دامبلدور همجنس گرا است، فریاد شادی شنوندگان بلند می شود.

پیش از «جنگل سرخ میوه» تنها کتاب های معدودی چون «کلودین در مدرسه» نوشته کولت (۱۹۰۰)، «در جستجوی زمان از دست رفته» مارسل پروست (۱۹۱۳ تا ۱۹۲۷)٬ «شهر و ستون» نوشته گور ویدال ( ۱۹۴۸)٬ «اتاق جیووانی» نوشته جیمز بالدوین ( ۱۹۵۶) و «موریس» نوشته ای ام فورستر (که در سال ۱۹۷۱ چاپ شد اما بسیار پیش از آن نوشته شده بود) کم و بیش در تصویر شخصیت های همجنس گرا یا دوجنس گرا مرزهایی را درنوردیده بودند. اما بیشتر اوقات خواننده های کتابهای پیش از سال ۱۹۷۳ می بایست حدس میزدند که آیا شخصیت ها همجنس گرا یا دوجنس گرا هستند چون اگر نویسنده ها چندان در باره نکته های ادبی داستانها و یا زندگی شخصی خود احتیاط نمی کردند دچار مخاطراتی می شدند. یک نمونه مشخص اسکار وایلد می باشد (زندگی شخصی و هنری اسکاروایلد بخاطررفتار بی پروا و بی تدبیری هایش به کلی به باد رفت)

اینگونه است که برخی اوقات از خود می پرسیم وقتی در رمان «موبی دیک» اثر هرمان ملویل (۱۸۵۱) ایشمایل و کویی کگ در یک کابین هم اتاق می شوند چیزی بین آنها جریان داشته؟ آیا ماریان هلکومب دوست داشتنی در رمان «زن سپید پوش» اثر ویلکی کالینز(۱۸۶۰) لزبین است؟ یا رابطه تئودورا و الینور در داستان «خانه هیل هاوس جن زده» نوشته شرلی جکسن(۱۹۵۹) مورد ی خاص است و آیا براستی اهمیتی دارد که از این اسرار آگاه شویم؟

وقتی به نویسندگان پیش از ۱۹۷۳ فکر می کنیم اوضاع کمی پیچیده تر می شود. مثلا این روزها ویلا کیتر در همه جا بعنوان نویسنده ای لزبین معرفی می شود اما در بسیاری از بهترین کارهایش اشاره های بسیار کوچکی به این مساله وجود دارد و عشق دیوانه وار جیم بردن به شخصیت اصلی رمان آنتونیای من ( ۱۹۱۸) می تواند برای کارتر نمایشی کامل ازعشق به دگر جنس ها معرفی شود.

برای معرفی شخصیت های برجسته همجنس گرا پس از سال ۱۹۷۳ می توان به سلی و شگ در «رنگ ارغوانی» آلیس واکر ( ۱۹۸۲) ایجی و روث در «گوجه فرنگی های سبز سرخ شده کافه ویسل استاپ» اثرفنی فلگ (۱۹۸۷) بویس و لری در «عروس جیب بر» مارگرت آتوود (۱۹۹۷) کلاریسا و سلی در «ساعتها» اثر مایکل کانینگهام ( ۱۹۹۸) لینا در کتاب «جنس میانی» اثر جفری یوجنایدز (۲۰۰۲) سندی در «بانوی دریا» اثر مارگرت درابلز (۲۰۰۶) و هریسون در «فضای خالی» اثرباربرا گینگزلاور (۲۰۰۹) در میان سایر شخصیتها اشاره نمود.

در کتاب «جنس میانی» قهرمان داستان کالی کسی است که از لحاظ جنسیتی سردرگم است و می بینیم که در اینجا داستان جفری یوجنایدز کمی شبیه نسخه مدرنی از «اورلاندو» ویرجینیا وولف (۱۹۲۸) است. ( داستانی با شخصیتی عجیب که در طی سالهای فراوان جنسیتش مدام تغییر می کند)

بسیاری از داستان های عناوین چاپ شده پس از ۱۹۷۳ که به آنها اشاره شد در زمان هایی قبل از سالهای ۱۹۷۳ می گذرند. شاید این امر به گونه ای ادای دین به نویسندگان پیش از سالهای ۱۹۷۳ است. کسانی که تحت فشاری که جامعه بر آنها وارد می نمود، برای اشاره به مساله همجنس گرایی در کتابهای خود فشار های زیادی را تحمل می کردند و  به ناچار مجبور به خود سانسوری بودند.

نوشته: دیو آستور

ترجمه: رضا احمدزاده

منبع

(148)

Facebook Comments

LEAVE YOUR COMMENT

Your email address will not be published. Required fields are marked *