Home به من بگو آیا مفهوم همجنس گرایی تنها محدود به رابطه جنسی می شود؟

آیا مفهوم همجنس گرایی تنها محدود به رابطه جنسی می شود؟

آیا  مفهوم همجنس گرایی تنها محدود به رابطه جنسی می شود؟
332
0

این مقاله نوشته تند و تلخی است که بسیاری از موارد آن درباره همجنس گرایان ایرانی نیز صدق می کند. کسانی که این روزها ساعتها وقت خود را در شبکه های اجتماعی به دنبال پیامی جدید جهت انجام رابطه های جنسی بی سرانجام می گذرانند. آنها که بعد از سلام ، کلام معروف ASL را به زبان می آورند. برای بسیاری از این افراد همجنس گرایی تنها در این محدووده تعریف می شود. همه آنها از یک چیز رنج می برند: نشناختن هویت خود.

این مقاله بخشی از  سلسله مقاله هایی است که برای آشنایی بیشتر با هویت یک همجنس گرا ارائه می دهیم. ( مترجم)

برطبق روایتهای تاریخی زندگی همجنسگرایان در دهه هفتاد میلادی تنها منتهی می شد به دیسکو ها و روابط جنسی و نگرش های آزادانه غیر واقعی در باره زندگی. امروزه تصور می شود زندگی همجنس گرایان غنی تر و از لحاظ فرهنگی پربار تر است و به شیوه های مختلف و متنوعی جلوه گر است.

اما باید گفت که حقیقت کاملا برعکس این موضوع است. دهه هفتاد با وجود همه آن دایره زنگی جنباندن ها و نورهای رنگین کمانی، شاهد شکفتن فرهنگ همجنسگرایانه ای بود که ورای روابط جنسی جریان داشت در حالیکه امروزه زندگی همجنس گرایان  صرفاً توسط جنسیت و روابط جنسی تعریف می شود.

امروزه بیشتر مردان همجنس گرا تاکید فزاینده ای بر جنبه جنسی همجنسگرایی دارند و رشد اجتماعی و روابط فرهنگی خود را فدای آن می کنند. بهتراست بگوییم آنها بیشتر وقت خود را به جسم خود ( وزنه برداری در سالن های پرورش اندام و دنبال کردن برنامه های تناسب اندام) و گفتگو درباره رژیم های مختلف می پردازند وظاهر آنها مبدل به نماد هویت همجنس گرایانه آنها شده است.

اینگونه است که بسیاری از مردان همجنس گرا نسبت به آنها که از نظر جسمی در قالب های موردنظر نمی گنجند رفتارخصمانه ای در پیش می گیرند که این امر درنتیجه باعث بروز چند دستگی میان جامعه همجنس گرایان و تکه تکه شدن فرهنگ همجنس گرایی گردیده است.

شگفت انگیز است که بسیاری از رهبران همجنس گرایان دردهه هفتاد پیش بینی کردند که انقلاب جنسی ای که با نهضت استون وال شروع شده ممکن است در آینده به دنیایی ختم شود که در آن مردان همجنس گرا تنها بر اساس علایق جنسی خود عمل نمایند وهر گونه فرصت برای ارتباط های معنا دار را از دست بدهند. رهبران درون جوامع همجنس گرا چون کریگ رادول نیاز بوجود آوردن فضاهایی غیر از بار ها و حمام های عمومی برای ارتباط برقرار کردن میان مردان را درک می کردند. رادول زمانی اظهار کرد: «روابط جنسی برای همه چه افراد دگر جنس گرا وچه همجنس گرا به شدت اهمیت دارد . اما سوالی که باید پرسید آن است که آیا ما این جنبه های جنسی موجودیت مردان همجنس گرا را به قیمت از دست دادن رشد اجتماعی، فرهنگی و ارتباط های گروهی میان خود زیاد برجسته نکرده ایم؟»

در دهه هفتاد مردان همجنس گرا مسلماً به ظاهر خود اهمیت می دادند آنها نوعی  زیبایی شناسی خاص بوجود آورده بودند که بسیاری از آن تقلید می کردند: عینک های خلبانی، شلوارهای مدل لوی، چکمه های بلند، نیم تنه چرمی، تیشرت و یا بالاتنه برهنه! با اینکه در اواخر دهه هفتاد این هویت به شدت گسترش پیدا کرده بود اما در عین حال آزادی های همجنس گرایان راهی برای فوران فعالیتهای فرهنگی  نیز باز نموده بود.

روزنامه نگاران و نویسندگان روزنامه چاپ می کردند، روشنفکران همجنس گرا حقایق فوق العاده ای درباره مردم جوامع همجنس گرای قرن ها پیش در اختیار دیگران قرار می دادند، فعالان سیاسی سازمان های سیاسی خود را رها کرده بودند تا کتابفروشی باز کنند. آنها همچنین سرویس های ارائه کتاب به همجنس گرایان زندانی را نیز به راه انداخته بودند. در همان زمان همجنس گرایان مذهبی که تضادی میان عقاید خود و جهت گیری جنسی خود نمی دیدند کلیساهای همجنس گرایان، گروه های مذهبی و سایر جوامع مذهب گرا را به وجود آوردند. در حقیقت  این پدر روحانی تروی پری بود که در سال ۱۹۶۸  با تاسیس کلیسای مترو پولیتن، فضایی مذهبی مخصوص همجنس گرایان را پایه گذاری نمود ودر طول دهه هفتاد صدها کلیسا چون کلیسای متروپولیتن در کشور و دنیا تاسیس گردید.

با وجود تمامی این دستاورد های فوق العاده فرهنگی ما تنها به روابط جنسی بعنوان قله آزادی های همجنس گرایان آن دوره تاکید نمودیم تا بتوانیم شیوع بیماری ایدز را توجیه کنیم. در دهه هشتاد بسیاری از دکترها، مسئولین بهداشت عمومی  و حتی خود همجنس گرایان با تاکید بر اینکه مردان همجنس گرا تمامی دهه هفتاد را به روابط جنسی در حمام های عمومی و عیاشیهای شبانه در کنار دریا گذراندند آزادی های جنسی دهه گذشته را مسبب گسترش بیماری ایدز دانستند بدون آنکه  از عوامل اجتماعی- بیولوژیکی که منجر به انتقال ویروس شد سخنی به میان آورند. کلیشه ها جای علم را گرفتند و درنتیجه فرهنگ غنی، روشنفکرانه و تاریخ اجتماعی آزادی های همجنسگرایانه ناپدید شد.

با محو این تاریخچه است که امروزه مردان همجنس گرا باور دارند که هویت آنها با چیزی جز رابطه جنسی  تعریف نمی شود. اینکه همجنس گرا بودن به سادگی موضوعی در باره ظاهر آنها و جهت گیری جنسی شریک جنسی آنها است. بستر های فرهنگی موجود برای آنها نیز از چنین عقیده های نادرستی حمایت می کند. علاه بر بارها و سالن های بدن سازی، تنها جای دیگری که دردسترس آنها است رسانه های اجتماعی هستند، جایی که بسیاری از عملکردهای آنها تنها به محرک هایی برای ارضای فانتزی های هرزه درایانه منتهی می شود.

دردهه هفتاد مردان همجنس گرا برای ارتباط با یکدیگر روزنامه هایی را در شبکه ای اجتماعی پدید آوردند و گویی زبانی ویژه برای خود خلق کرده بودند. آنها اغلب وقت، پول و منابع خود را داوطلبانه با دیگران سهیم میکردند. کم کم سازمان های انتشاراتی تاسیس نمودند و از طریق آن با سایر دگرباشان در دنیا ارتباط برقرار نمودند. وقتی به کشورهای دیگر می رفتند کپی هایی از روزنامه ها را به آنجا می بردند و پخش می کردند واین کار با توجه به محدودیت هایی که اداره پست امریکا برای ارسال مطالب چاپی همجنس گرایان داشت بهترین راه برای انتشار روزنامه ها بود.

اما امروزه با وجود پیشرفت های تکان دهنده تکنولوژی که در خدمت نشر دانش است، بسیاری از همجنس گرایان استفاده خود را از رسانه های اجتماعی محدود به نرم افزارهایی خاص برای یافتن فرد مورد نظرشان یا به نمایش گذاردن بدن های خود نموده اند.

ظهور داروی جدیدی بنام تروادا که به جلوگیری از آلوده شدن به ویروس ایدز کمک می کند نیز به شکل غیر مستقیمی مشکلاتی را اضافه نموده است. اگرچه این مساله پیشرفتی انقلابی در علم  می باشد ولی در عین حال به شکلی نامطلوب تلاش برای  انجام روابط جنسی بی پروا میان همجنسگرایان مرد را افزایش می دهد. در نوامبر ۲۰۱۵ مرکز کنترل بیماری ها گزارشی در باره افزایش عفونتهای ناشی از روابط جنسی میان همجنس گرایان و دوجنس گرایان در سال ۲۰۱۴ ارائه داد.

همجنس گرایان در دهه هفتاد روابط جنسی را رد نمی کردند اما بیشتر دوست داشتند این مساله را گوشزد کنند که مردم همجنس گرا دارای طیف وسیعی از فعالیتهای فرهنگی  نیز هستند که به آنها حس یک جامعه هماهنگ را می  بخشد. آنها می خواستند به هر شکلی این موضوع را نشان دهند که همجنس گرا بودن تنها در رابطه جنسی میان دو مرد خلاصه نمی شود، اینکه همجنس گرا بودن بخشی از فرهنگی خاص است که می توان تاریخچه آن را از یونان باستان تا برلین پیش از جنگ جهانی اول دنبال نمود و همجنس گرا بودن به معنی داشتن ادبیات، قاموس، مجموعه ای از اعتقادات، تمایل به بحث های روشنفکری و بیش از همه داشتن این آگاهی سیاسی است که قدرتمندان می توانند با چرخش قلم روابط جنسی بین مردان را غیر قانونی شمرده، آن را به عنوان یک گناه زشت و ترسناک نشان دهند و به عنوان ناهنجاری پزشکی رده بندی نمایند.

همجنس گرا بودن به معنی درک این مساله است که فرق بزرگی میان آنها که با همجنس خود رابطه جنسی برقرار می کنند و آنها که درک می کنند که رابطه جنسی با همجنس آنها را بخشی از فرهنگی مشخص می نماید وجود دارد. آنها که خود را به عنوان همجنس گرا شناسایی کرده اند از برجسته کردن این تفاوت و نام بردن آن احساس غرور می کنند. آنها می گویند گفتن اینکه همجنس گراهستند به معنی آن است که آنها به عنوان افراد جامعه ای درکنار هم باقی می مانند تا در کنارهم با مخالفین خود روبرو شوند.

مردان همجنس گرا امروزه تاریخچه خود را فراموش کرده اند. آنها اسیر تفکر اعتیاد آوری شده اند که به آنها می گوید به جز رابطه جنسی برقرار کردن با همجنس خود تفاوتی با دیگران ندارند. این تفکر ادغام کننده  با اینکه بسیار شیرین و وسوسه کننده است اما گویی ما را وادار می کند فراموش کنیم که قدرتمندان می توانند به راحتی آزادی های ما را برباد دهند و ظلم و بیداد را جایگزین نمایند.

و من می ترسم وقتی آن زمان فرا رسد، چه کسی در کنار من خواهد ایستاد.

نوشته جیم داونز

ترجمه : رضا احمدزاده

منبع

 

(332)

Facebook Comments

LEAVE YOUR COMMENT

Your email address will not be published. Required fields are marked *