خودکشی!

خودکشی!
64
0

هیچ کورسوی امیدی هست تا مرا برهاند از گرداب سیاهی افکارم؟

بله هست! خود زندگی!

در چند روز اخیر دو خودکشی اتفاق افتاد. یکی در ترکیه و یکی در ایران. هر دو نفر همجنسگرا بودند. این که همجنسگرا بودنشان چقدر در خودکشی کردنشان نقش داشته بحثی بسیار تخصصی است که دراین مجال نمی گنجد. اما این را باید در نظر داشت که به طور قطع نقش کمرنگی هم نداشته تا دلیلی باشد برای از بین بردن موهبتی به نام زندگی.

پیرامون اتفاقی که افتاد بحث های فراوانی به وجود آمد. از اینکه آیا کسی حق دارد زندگی خود را به پایان برد یا نه تا اینکه آیا کسی حق اظهار نظر در مورد تبعات خودکشی را دارد یا نه. نظرات مثبت و منفی و حتی بی طرف زیادی رد و بدل شد که گاهی نیز به بحثهای عمیقتری تبدیل شد. نکته ای که نباید از نظر دور داشت و کمتر کسی ممکن است به آن توجه کند اما آرشام پارسی٬ مدیر سازمان دگرباشان ایرانی و مدیر مسئول نشریه الکترونیکی گیهان در یک استاتوس چند خطی در فیسبوک نظرش را خیلی واضح و روشن در این مورد بیان کرد همانا تبعات خودکشی یک فرد بر زندگان پیرامون آن فرد است!

اینکه یک شخصیت عمومی و مطرح در مورد موضوعی خاص اظهار نظر کند چیز تازه ای نیست و به همان مقدار اظهار نظرهای فاضلانه ی اکثر ایرانیان فعال در عرصه ی دنیای مجازی هم چیز غریبی نیست که هنوز یاد نگرفته اند اظهار نظرهای عمومی کسی که سالهاست در جهت حمایت از اقلیتهای جنسی گام برداشته و به طور قطع هر کلمه و جمله اش را با در نظرگرفتن تمامی جوانب به رشته ی تحریر در می آورد و حتماً تفکری پشت هر کلمه و جمله نهفته است که مخاطب باید به آن فکر کند را در نظر بگیرند.

اقدام به خودکشی آنقدر غمگین انگیز هست که افراد نزدیک به آن فرد و در پاره ای اوقات کسانی که مشترکات احساسی یا نژادی یا دینی با آن فرد داشته اند را تحت تاثیر قرار بدهد و آنها را از فکر کردن تبعاتی که این عمل باعث میشود باز میدارد. تبعاتی که به مراتب ممکن است از خود فعل خودکشی غم انگیزتر و گاهی سختتر هم باشد.

روبرو شدن با مرگی خودخواسته و بدون اینکه انتظار رود برای کسانی که با آن روبرو میشوند بسیار طاقت فرسا و در بیشتر مواقع با شوکی بزرگ همراه است و دلتنگی ای را باعث میشود که تا ابد با بازماندگان آن فرد خواهد بود که التیام آن یا غیرممکن یا بسیار زمان بر است. کسانی که دست به خودکشی میزنند به طور قطع فقط میخواهند خود را از سیاهی و تباهیی که در ان غوطه ورند و یا هر دلیل قانع کننده ای که خودشان از آن اطلاع دارند٬ برهانند و به زندگانی که بعد از او شاهد تاب خوردن تن بیجانش معلق میان زمین و آسمان یا پیکر خونینش در وان حمام هستند٬ حتی لحظه ای فکر هم نمی کنند!

موهبت زندگی چیزی نیست که به آسانی قابل تعویض با مرگ باشد و خیلی ها معتقدند یک انسان باید به مرحله ای رسیده باشد که از جانش بگذرد اما این مرحله ایا همیشه با سلامت روانی و روحی همراه است؟ آیا فردی که حتی در ظاهر تصمیمی بر خودکشی ندارد وقتی به یکباره خبر آن را به دیگران میدهند هیچ وقت قبلا به این کار فکر نکرده؟ برنامه ریزی نکرده؟ به تاثیری که بر دوستان و خانواده اش میگذارد فکر نکرده؟ به طور قطع فکر کرده! هیچ انسانی در سلامت عقلانی و در نهایت نا امیدی از محیط پیرامونش هم نمیتواند موهبت زندگی را با مرگ تعویض کند! فقط به خاطر سیاهی ای که می تواند آن را پس بزند یا امیدی هرچند ناچیز به فردا در آن پیدا کند.

هر کدام از مایی که امروز نفس میکشیم و زنده هستیم اگر روزی در سیاهی لایتناهی افکارمان غوطه ور شدیم و هیچ کورسوی امیدی برای رهایی جز خاتمه دادن به زندگی نیافتیم٬ اگر به این فکر کنیم که دریغ نمودن خودمان از دیگران به بهای غمی بزرگ٬ دلتنگی ژرف و مسئولت پاسخگویی به چرایی این حادثه را شامل زندگان میکنیم٬ شاید آنقدر خودمحور و خودخواهانه فقط به از بین بردن خودمان فکر نکنیم! بله٬ خودخواهی حتی در انتخاب مرگی خودخواسته میتواند دخیل باشد! و یک سوال می تواند هرکسی را از آن لحظه ی تاریک دور کند. کورسوی امیدی هست که مرا برهاند از این سیاهی؟ و جواب پیش ماست! بله. موهبت زندگی!

واراند آراگاتس سردبیر گیهان

(64)

Facebook Comments

LEAVE YOUR COMMENT

Your email address will not be published. Required fields are marked *