Home سلامی و کلامی ما حالت نداریم

ما حالت نداریم

ما حالت نداریم
129
0

خیلی ها می گویند که ما همجنسگرایان حالت داریم. اما آنها نمی دانند که ما حالت نداریم و چون حالت نداریم به ما می گویند که حالت داریم.

به خصوص ما همجنسگرایان مرد یک سری حالت ها یا خصیصه ها و یا کلیشه های مردانه را نداریم. ما مثلا قلدرمآبانه راه نمی رویم٬ فحش خواهر و مادر نمی دهیم٬ لاتی حرف نمی زنیم٬ و خیلی کارهای دیگری که ممکن است یک به اصطلاح مرد انجام دهد را لزوما انجام نمی دهیم و به همین خاطر به ما می گویند که حالت داریم.

ولی ما همجنسگرایان فکر می کنیم که در اصل ما حالت نداریم و آنها هستند که حالت دارند. آنها حتی به مردانی که همجنسگرا هم نیستند ومثل خودشان نباشند و این خصوصیات را نداشته باشند هم باز می گویند که حالت دارند.

یعنی به عبارتی همه حالت دارند به جز لات ها و کسانی که فحش می دهند و قلدر هستند و دعوا می کنند و لمپن هستند و ربطی هم به گرایش جنسی فرد ندارد.

کلیشه های اجتماعی و هنجارهایی که اجتماع آنها را درست  یا غلط می سازد همواره گریبانگیر فرهنگی ماست. تعریف هایی که لزوما درست نیستند و جنبش های اجتماعی همواره در مبارزه با این تعاریف تلاش های زیادی کرده است و همیشه هم موفق نبوده. به چند نمونه از این تعاریف و کلیشه های نادرست توجه کنید:

زن باید خانه دار باشد.

پخت و پز٬ تمیز کردن خانه و بچه داری وظیفه ی زن است.

مرد ها باید خشن و نامرتب باشند.

رانندگی زن ها بد است.

وظیفه ی مرد کار بیرون از خانه است.

اگر به همین چند نمونه اکتفا کنیم می بینیم که در دنیای امروزی مردهایی که کار خانه انجام می دهند٬‌ زن هایی که شاغل هستند٬ مردهایی که به اصطلاح به سر و وضع خود می رسند٬ زن هایی که راننده های خوبی هستند٬ مردهایی که بچه داری می کنند و … همگی ناهنجاری اجتماع هستند در صورتی که در واقع این طور نیست و این تعاریف و وظایفی است که شاید در قدیم درست بوده اند اما دیگر در آن چارچوب ها قرار نمی گیرند زیرا نیازهای جامعه و شرایط همگی ما تغییر کرده است. دیگر امروز نمی توانیم از یک زن توقع داشته باشیم که در خانه بماند و بچه داری کند و در فعالیت های اجتماعی شرکت نکند تنها و تنها به دلیل جنسیت او.

جامعه ی دگرباشان نیز از این قاعده مستثنی نیستند و شرایط اجتماعی آنها مانند دیگر اعضای اجتماع تغییر کرده است و باید در تعاریف و کلیشه هایی که درباره ی آنها وجود دارد نیز بازنگری کنیم. همه ی همجنسگرایان هنرمند و نقاش و آرایشگر و غیره نیستند. همجنسگرایان می توانند پزشک باشند٬ آرایشگر باشند٬ مکانیک و یا دست فروش هم باشند زیرا گرایش جنسی فرد با شغل او ارتباط مستقیمی می تواند نداشته باشد.

رفتارهایی که برای همجنسگرایان مرد «حالت» تعبیر می شود برای همجنسگرایان زن متفاوت است. مثلا همجنسگرایان زنی که آرایش می کنند٬ موی بلند دارند و شلوار جین نمی پوشند هم با همان رفتارهایی مواجه می شوند که همجنسگرایان مرد به اصطلاح حالت دار با آن درگیر هستند. تعریفی که از لزبین ها وجود دارد آنها را خشن٬ قلدر٬ همه فن حریف معرفی می کند و به عبارتی آنها را با خصیصه های کلیشه ای مردانه که لزوما درست هم نیستند می شناسد.

به راستی باید بیش از پیش بر کاربرد کلمات و تعاریفی که ناخودآگاه در زندگی روزمره ی ما سایه افکنده است دقت کرد. همانطور که باید مراقب باشیم جملات ما مثلا نژادپرستانه و قومیتی نباشد٬ باید مراقب باشیم که دگرباش ستیز نیز نباشد. باید بپذیریم که دگرباشان جزيی از جامعه ی ما هستند و هر روز ممکن است با آنها سر و کار داشته باشیم بدون اینکه از گرایش آنها مطلع شویم. ممکن است پزشک ما٬ راننده ی تاکسی ما٬ آرایشگر ما٬ بقال ما٬ معمار ما٬ هنرمند ما٬ پرستار ما و همه و همه دگرباش باشند و یا نباشند. بهتر است با آنها به عنوان یک عضو جامعه نگاه شود نه فردی با شناسه ی مشخص که در تعاریف و کلیشه های ما قرار بگیرد.

به امید آن روز

آرشام پارسی

(129)

Facebook Comments

LEAVE YOUR COMMENT

Your email address will not be published. Required fields are marked *